بررسی قصه‌گویی قرآن به‌عنوان روشی فعال در آموزش اخلاق صفحه 51

بررسی قصه‌گویی قرآن به‌عنوان روشی فعال در آموزش اخلاق

ملوک خادمی ۱

فاطمه مهرولی ۲

چکیده

این پژوهش باهدف شناخت و تبیین ویژگی‌های قصه‌پردازی قرآن به‌عنوان یک روش آموزشی فعال انجام‌شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی است که با روش کتابخانه‌ای انجام‌شده است. نتایج این بررسی نشان داد که شیوه قصه‌پردازی قرآن با بهره‌گیری از ویژگی‌هایی چون تنوع در آغاز قصه‌ها، شیوه‌های متنوع گفت‌و‌گو، ایجاز، پرسش‌ و پاسخ، تأکید بر شیوه‌ی روایت غیرخطی، سفید خوانی و حذف برخی پرده‌های قصه برای مخاطب و درنهایت تشویق به تفکر و استدلال، یک شیوه‌ی آموزشی فعال است با محوریت تربیت درونی، تعامل دوسویه، یادگیری بر پایه فعالیت مخاطب و نقش تسهیل‌کننده مربی.

واژگان کلیدی: قصه، داستان، روش‌های تربیتی، آموزش و تربیت.

1.استادیار دانشگاه الزهراءعلیها السلام Email: Khademim@yahoo.com

2.کارشناس ارشد روان‌شناسی تربیتی دانشگاه الزهراءعلیها السلام تهران (نویسنده مسئول) Email: Fmehrvali@yahoo.com تاریخ دریافت: ۷/۷/۱۳۹۲ تاریخ تأیید: ۲۸/۸/۱۳۹۳

بررسی قصه‌گویی قرآن به‌عنوان روشی فعال در آموزش اخلاق صفحه 52

مقدمه

یکی از مسائل مهمی که آموزش و پرورش معاصر با آن روبه‌روست، مسئله تربیت اخلاقی افراد و به‌ویژه کودکان است؛ و اندیشمندان هر عصر و زمان، آسایش، آرامش و زندگی سالم را تنها در جامعه‌ای با سطوح بالا‌ی رشد اخلاقی ممکن دانسته‌اند؛ چرا که تاریخ گویای این واقعیت است که تمام جوامع بشری به هر نسبتی که از اخلاق و آموزه‌های اخلاقی فاصله گرفته‌اند، به همان نسبت امنیت و آرامش جامعه‌ی خود را به خطر انداخته‌اند.

نیم‌ نگاهی به ساحت‌ها و هدف‌های آموزش و پرورش ازجمله در ایران، تأییدی بر این مدعاست که گرچه ساحت علمی، مهم‌ترین بخش نهاد آموزش و پرورش است و به گفته‌ی نصیری (۱۳۸۶، ص۴۵)، مهم‌ترین انتظار و مطالبه از آموزش و پرورش که بر اساس آن بنیان‌گذاری شده، آن است که فرزندان این مرزوبوم را در ساحت و عرصه علمی به چنان تعالی و بالندگی برساند که شأن امت اسلامی و ایرانی است؛ ولی آموزش محض نمی‌تواند نیل به مقاصد تربیتی را تضمین کند و انسان‌های وارسته و پایبند به ارزش‌ها را به جامعه تحویل دهد. از این ‌رو، هدف مهم دیگر آموزش و پرورش، ایجاد فضایل اخلاقی و معنوی و تزکیه نفس و تعلیم و تلطیف عواطف و احساسات و به ‌طور کلی آموختن قدر و منزلت ارزش‌های معنوی در انسان است (تقی پور ظهیر، ۱۳۸۶، ص۱۳).

از سویی، پرورش انسان‌های بااخلاق و فرهیخته به‌عنوان هدف نظام آموزشی ناگزیر از خلق تدابیر و روش‌های آموزشی مناسب است؛ اما آنچه امروزه از آموزش اخلاق مراد می‌شود، بسیار متفاوت از دیدگاه سنتی و توسل به شیوه‌های تلقین و تحمیل و انتقال صرف مفاهیم است و آموزش اخلاقی نیز مانند سایر حوزه‌های آموزش از شیوه‌ی سنتی فاصله گرفته و سبک و سیاق خاصی پیدا کرده است.

امروزه از آموزش و یادگیری در صورتی به‌عنوان یک فرایند منظم و هدفمند یاد می‌شود که نوعی مشارکت فعال بین مربی و متربی ایجادشده باشد (فضلی خانی، ۱۳۸۲، ص۲۰۶). درگذشته تدریس را انتقال دانستنی‌ها می‌دانستند؛ ولی امروزه همه صاحب‌ نظران با مفهوم سنتی تدریس یعنی انتقال دانش، مخالف هستند. امروزه معلم باید دانش آموزان را با مطالب یادگرفتنی درگیر نماید و راه و روش دانستن را به آن‌ها بیاموزد، نه اینکه تنها به انتقال اطلاعات، دانستنی‌ها و حقایق اکتفا نماید (نصر اصفهانی، ۱۳۷۱، ص۱۳۴-۱۵۴)؛ (شعبانی، ۱۳۷۷؛ فتحی آذر، ۱۳۸۲ به نقل از محمودی، ۱۳۸۸، ص۶۵-۸۲). به گفته پیاژه، هرگاه چیزی را به کودک آموزش می‌دهیم، مانع شده‌ایم تا او شخصاً آن را کشف کند (کریمی، ۱۳۸۲، ص۱۸). بلوم (۱۳۶۳، به نقل از محمودی، ۱۳۸۸، ص۶۵-۸۲) نیز معتقد است که یادگیری ضمن رفتار فعال دانش‌آموز رخ می‌دهد؛ آنچه که دانش‌آموز انجام می‌دهد سبب یادگیری می‌شود، نه آنچه که معلم انجام می‌دهد.