7
مبانی فلسفی مردم‌شناسی علم

مبانی فلسفی مردم‌شناسی علم

غلامحسین مقدم حِیدری۱

چكيده

در حوزه مطالعات علم، تبیین فلسفی اولین رویکرد به علم بود که از اواخر قرن نوزدهم شروع شد و سبب پیدایش مکاتبی همچون پوزیتیویسم، ابطالگرایی و برنامه‌های پژوهشی لاکاتوش در قرن بیستم شد. از نیمه دوم قرن به بعد مکاتب‌هایی همچون مکتب اجتماعی ادینبورا سعی کردند تا تبیین‌های اجتماعی از علم ارائه دهند. مطالعاتی از این دست، علم را نه صرفا مجموعه‌اي از گزاره‌ها بلکه حاصل فعالیت جامعه‌ای با عنوان جامعه فیزیکدانان، شیمی‌دانان و... می‌دیدند که ویژگی‌های اجتماعی آنها در ظهور و پیدایش نظریه‌های علمی تاثیری مهم دارند. از دهه هفتاد به بعد رویکرد نوینی به علم به وجود آمد که همچون رویکرد اجتماعی به علم دو ساحت جداگانه برای علم و جامعه قایل نبود که به تاثیر آنها بر یگدیگر بپردازند، بلکه علم را یک «شکل زندگی» می‌دید که برای فهم آن باید از روش‌های مردم شناسی استفاده کرد. این روش بدنبال ارائه تبیین فلسفی یا اجتماعی از علم نبود بلکه می‌کوشید تا توصیفی از فعالیت علمی در جامعه مورد نظر ارائه کند. چنین رویکردی به علم مبتنی بر نگرشی فلسفی خاصی است. این مقاله سعی دارد تا با بیان روش مردم شناسی علم، مقومات فلسفی آن را بر اساس نگرش‌های فلسفی ویتگنشتاین دوم نشان دهد.

واژگان كليدي: تبیین، توصیف، مردم شناسی، مردم نگاری، بازی زبان، ویتگنشتاین

1.عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی Email: gmheidari@yahoo.com تاريخ دريافت: ۱/۷/۹۱ تاريخ تأييد: ۲۲/۹/۹۱


مبانی فلسفی مردم‌شناسی علم
  • نام منبع :
    مبانی فلسفی مردم‌شناسی علم
    موضوع :
    همه موضوعات
    شماره :
    74-75
تعداد بازدید : 282
صفحه از 27
پرینت  ارسال به