رهبری حکیمانه و مردم؛ دو رکن استوار نظام اسلامی
حجتالاسلام والمسلمین محمدباقر سعیدیروشن، رئیس پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در یادداشتی نوشت:
حوادث این روزهای کشور که از اعتراضات مردم نسبت به گرانیها آغاز شد و با ورود آشوبگران تروریست به صحنه سبب شهادت جمعی از نیروهای خدوم انتظامی و مردم عادی و خسارتهای بسیار به اموال عمومی و شخصی شد، نیازمند ریشهشناسی و علتیابی دقیق است. بر همین اساس چند نکته کلیدی را یادآور میشود:
۱. نظام اسلامی سه رکن اساسی دارد؛ یعنی رهبری نظام و ولایت فقیه، مردم به عنوان صاحبان کشور، انقلاب و نظام و سوم کارگزاران نظام اسلامی که حلقه واسط میان رهبری و مردم تلقی میشوند و زمام امور تقنینی و قضا و اجرای امور به دست آنها سپرده شده است و به حسب شأن و جایگاه قانونی و اختیاراتی که دارند، مسئول مستقیم امور کشورند.
۲. به حسب آموزههای اسلامی و قرآنی عدالت، امنیت و حق رشد و پیشرفت، از حقوق اساسی و پایهای آحاد مردم از هر قوم، نژاد، آئین و مذهب است که باید توسط کارگزاران نظام اسلامی اعم از نمایندگان و قانونگذاران مجلس، قوه قضائیه، مسئولان قضایی و مسئولان قوه مجریه اعم از رئیسجمهور، وزیران، استانداران، فرمانداران و مدیران دوایر دولتی و مانند ایشان ادا شود و مردم به این حقوق اساسی خود دست یابند.
۳. اقتضای تحقق عدالت، امنیت و فراهمسازی رشد و تعالی فردی و اجتماعی، حکمرانی مطلوب کارگزاران نظام اسلامی در سه قلمرو کلان سیاست، فرهنگ و اقتصاد است.
۴. اهمال، سستی، کژتابی و انحراف در هر یک از این سه حوزه از ناحیه کارگزاران جامعه، سبب رخنه، آسیب و زمینه عدول از اهداف اسلامی و نارضایتیهای فردی و اجتماعی و بستر سوءاستفاده و فرصتطلبی دشمنان بیرونی است.
۵. سه حوزه امر سیاست، فرهنگ و اقتصاد، پیوسته مورد اهتمام رهبر فرزانه انقلاب بوده است به صورتی راهبردی و مکرر نقشه راه روشن این عرصهها را به مسئولان امر گوشزد کردهاند. ایشان در حوزه سیاست داخلی همواره ملاک سنجهگذاری عملکرد کارگزارن را تلاش جهادی و بیوقفه برای خدمت به مردم و پیشرفت کشور قرار دادهاند.
معظم له مبنای سیاست خارجی را اصول حکمت، عزت، مصلحت و روابط برابر بینالمللی با تکیه بر نیروی درونزای کشور دانستهاند. همچنین در حوزه اقتصاد رهبر معظم، «اقتصاد مقاومتی» را استراتژی حکمرانی اقتصادی و مدیریت دخل و خرج کشور براساس تأمین عدالت برای همه مردم و رفع فقر از یک سو و تکاثر از سوی دیگر دانستهاند.
همچنین رهبر بزرگوار و حکیم اسلامی، در حوزه فرهنگ، فرهنگ و ارزشهای اصیل اسلامی و ملی جامعه را قدرت نرم نظام اسلامی و کشور دانسته، صیانت از این فرهنگ و مدیریت فضای مجازی را امری اجتنابناپذیر دانستهاند.
دو رکن استوار نظام
۶. از سوی دیگر در طول دهههای پس از انقلاب اسلامی و حوادثی که استکبار جهانخوار در پیش روی این کشور و ملت پدید آورده است، دو رکن استوار این مرز و بوم یعنی رهبری حکیمانه و متکی بر قدرت الهی و مردم نجیب و اصیل ایران با اعتماد و ایمان به رهبر و مقتدای خود، چونان سدی پولادین، همه خطرات و مخاطرات را دفع کردهاند و مکر دشمنان و نقشههای آنان را بر باد دادهاند.
۷. در این میان اما کاستیها و نارضایتیهای مردم و شکوههای گفته و ناگفته رهبر نستوه و چشم نافذ امت، ناشی از کجاندیشیها، ترک فعلها و انحرافات حکمرانان و کارگزاران جامعه بوده است. اگر کارگزاران نظام اسلامی در سطوح مختلف، در حوزه اقتصاد براساس چارچوبهای اسلامی و راهبرد اقتصاد مقاومتی مورد تأکید رهبری عمل میکردند، زمینههای رانت و فساد را مسدود و شفافیت در توزیع فرصتها و امکانات و توزیع عادلانه را در عمل پیاده و شفافیت همهجانبه را نهادینه میکردند، بسیاری از مشکلات امروز جامعه پدید نمیآمد.
همینطور اگر در حوزه فرهنگ متصدیان امور فرهنگی و فضاهای اجتماعی، باورهای توحیدی و ارزشهای متعالی دینی و سنتهای اصیل فرهنگی یکپارچگی درونی و اعتصام به حبل الله و برادری ایمانی و روابط انسانی آحاد مردم را که قدرت نرم جامعه است، پاس میداشتند، بسیاری از ناهنجاریهای امروز قشر جوان جامعه پدید نمیآمد.
متصدیان فرهنگ و ارشاد و ارتباطات اجتماعی به جای ترویج ارزشها و سبک زندگی اسلامی، فضای مجازی را بی در و پیکر برای ورود هرگونه امور ناروا از سوی اهریمن باز گذاشتند و امروز نتیجه این عملکرد غلط را به عینه مشاهده میکنیم و سرانجام آن که در امر سیاست و حکمرانی اجتماعی، روابط درونی آحاد امت و روابط بیرونی با کشورهای دیگر، حکمرانان و متصدیان امر، به سمت تجملات مادی، رقابتهای سیاسی و واگرایی از منش و کُنش توحیدی و ایمانی، سوق پیدا کردند. این رویکردها سبب تفرقه داخلی و طمعورزی دشمنان کینهورز و حاصل جمع این امور نارضایتی عموم مردم شد.
۸. تحلیل عملکرد کارگزاران، همان مسألهای است که پیوسته در خطبهها و نامه حضرت امیرمؤمنان علی(ع) طرح میشود و بیشترین دغدغهها و شکوههای آن امام حکیم و عدلورز از ترک فعلها و یا انحرافات وظیفهای متصدیان امور مردم و خواص جامعه است. نمونه بارز این شکوه در نامه ۴۱ به ابن عباس مشهود است.
آنچه گفته شد البته به مفهوم نادیدهانگاری خدمات صادقانه بسیاری از کارگزاران این نظام در طول دوران پربرکت استقرار نظام اسلامی نیست، اما سخن در بخشها و کسانی است که رویکردها، تصمیمها و اقدامات ناصحیح آنان سبب خسارت فراوان به جامعه و به جاگذاشتن هزینه بسیار به پای نظام اسلامی، رهبری معظم و مردم عزیز ایران شده است و این امر ناگزیر باید مورد مداقه و تحلیل و آسیبشناسی جدی واقع شود و نظام اسلامی و کشور مصونیت بیابد.
