اکران و تحلیل فیلم مستند «آخرین نامه» در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه برگزار شد.

۲۸ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۰:۲۶ کد : ۳۸۹۵۷ اخبار کارگاه آموزشی
تعداد بازدید:۸۹۹
بررسی ابعاد هنری، اجتماعی و روان‌شناختی مستند «آخرین نامه» در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه برگزار شد
اکران و تحلیل فیلم مستند «آخرین نامه» در پژوهشگاه حوزه و دانشگاه برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه اکران و تحلیل فیلم مستند«آخرین نامه» با حضور روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و علاقه‌مندان تحلیل فیلم و موضوع خودکشی برگزار شد.

این رویداد با همکاری مرکز مشاوره خانواده، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، انجمن زن و خانواده و موسسه خانواده اسلامی و تربیت معنوی خاتم و با حضور سیدمحمدحسین چاوشیان (تهیه‌کننده) و محمدرضا خوش‌فرمان (کارگردان) یک‌شنبه 26 سال جاری برپاشد.

پس از پخش فیلم«آخرین نامه» جلسه بررسی و تحلیل آن توسط دکتر محمدصادق آقاجانی(روانشناس)، دکتر سمیه حاجی‌اسماعیلی(جامعه شناس) و محمد سلیمی (کارشناس هنر و رسانه) با حضور علاقه‌مندان برگزار شد.
دبیر این برنامه بر عهده حمیده طرقی بود.

 

حاجی اسماعیلی: مستند «آخرین نامه» سکوت درباره خودکشی را شکست و به مسئله‌ای اجتماعی تبدیل کرد 

به نقل از پایگاه خبری پیام خانواده، نشست اکران و تحلیل مستند سینمایی «آخرین نامه» به میزبانی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه برگزار شد. در این برنامه، دکتر سمیه حاجی اسماعیلی، جامعه‌شناس و رئیس انجمن زن و خانواده، ضمن خوشامدگویی به عوامل فیلم به ویژه کارگردان، جناب آقای خوش‌فرمان و تهیه‌کننده، جناب آقای دکتر چاوشیان، به ارائه تحلیل جامعه‌شناختی خود از این اثر پرداخت.

حاجی اسماعیلی در ابتدای سخنان خود با ابراز خرسندی از برگزاری این رویداد که به دیدار دوباره اعضا انجامیده است، گفت: «نقطه قوت اثر از منظر جامعه‌شناختی، صورت‌بندی خودکشی به عنوان یک مسئله اجتماعی و نه صرفاً یک بحران فردی است. این اثر خودکشی را در بستر روابط و ساختارهای اجتماعی معنا می‌کند.»

وی در ادامه به ارزش‌های اجتماعی این مستند اشاره کرد و نخستین نکته را شکستن سکوت دانست: «در بسیاری از جوامع، خودکشی یک تابو است و وقتی یک اثر هنری این موضوع را به فضای عمومی می‌آورد، اولین اقدام پیشگیرانه را انجام می‌دهد و این رنج خاموش را به یک موضوع قابل گفتگو تبدیل می‌کند.» به گفته وی، دومین ارزش اجتماعی اثر، تغییر زاویه نگاه مخاطب از یک مشکل فردی به یک معضل اجتماعی است که ارتقای آگاهی عمومی را به دنبال دارد. وی ایجاد حساسیت اخلاقی را سومین نکته برشمرد و افزود: «یک اثر زمانی ارزشمند است که مخاطب را نه فقط متأثر، بلکه مسئول کند. مخاطب بعد از فیلم باید از خود بپرسد من چقدر شنونده خوبی هستم؟» نکته چهارم مورد اشاره وی، پیوند هنر و سیاست‌گذاری بود: «وقتی چنین آثاری وارد نهادهای علمی و انجمن‌ها می‌شود و به بحث علمی منجر می‌شود، می‌توان امیدوار بود که سیاست‌های پیشگیرانه اصلاح شود.»

این جامعه‌شناس با اشاره به حضور عوامل فیلم، به بازنمایی خودکشی در رسانه به عنوان بحثی ظریف اشاره کرد: «اگر صرفاً تراژدی روایت شود، ممکن است خشونت عادی‌سازی شود، اما اگر مسیرهای نجات‌بخش برجسته شود، به کنش اجتماعی مؤثر تبدیل خواهد شد که به نظرم فیلم در برجسته‌سازی این مسیرها موفق بوده است.»

وی در بخش دیگری از سخنان خود، تجربه عمیق انزوای اجتماعی و احساس عدم تعلق را برجسته‌ترین نکته در این مستند خواند و توضیح داد: «آن تنهایی که در فیلم می‌بینیم، فقط نبودن افراد در اطراف یک انسان نیست، بلکه فقدان احساس دیده شدن، فهمیده شدن و پذیرفته شدن است. انزوا در دل روابط اجتماعی شکل می‌گیرد و وقتی پیوندهای حمایتی تضعیف شود، گفتگو جای خود را به سکوت می‌دهد.» وی با تأکید بر اینکه خودکشی یک پدیده تک‌علتی نیست، خاطرنشان کرد که انزوا در تعامل با عواملی مانند بحران‌های روانی، فشارهای اقتصادی، تجربه تبعیض، ناکامی‌ها و احساس پوچی معنا پیدا می‌کند.

دکتر حاجی اسماعیلی با توجه به حوزه تخصصی انجمن زن و خانواده، به تفاوت‌های جنسیتی در الگوی خودکشی پرداخت که در فیلم نیز به آن اشاره شده بود. وی با تأکید بر اینکه مردان مرگ‌های ناشی از خودکشی بیشتری نسبت به زنان دارند، این تفاوت را ناشی از چارچوب نقش‌های جنسیتی و اجتماعی شدن دانست و گفت: «مردان از کودکی یاد می‌گیرند که نباید ضعف نشان دهند و کمک نخواهند، به همین دلیل دیرتر به مشاور مراجعه می‌کنند و اطرافیان دیرتر متوجه رنج آن‌ها می‌شوند. در مقابل، زنان یاد می‌گیرند فداکار باشند و حفظ رابطه برایشان مهمتر است، که ممکن است باعث شود درباره رنج خود صحبت نکنند.» وی بر اهمیت مهارت حرف زدن و گفتگو درباره رنج‌ها، آنچنان که در فیلم نیز بر آن تأکید شده بود، اشاره کرد.

وی در ادامه به «بی‌پناهی ساختاری» در مورد زنان اشاره نمود و توضیح داد: «دسترسی محدود زنان به منابع اقتصادی، وابستگی مالی، ترس از قضاوت اجتماعی و نداشتن شبکه اجتماعی کافی، ممکن است این حس را ایجاد کند که گزینه خروجی ندارند و این عوامل فشار را افزایش می‌دهد.» رئیس انجمن زن و خانواده، تابوی مراجعه به خدمات سلامت روان را یکی دیگر از موانع مهم دانست و گفت: «ترس از برچسب‌خوردن یا مطرح کردن مسائل خانوادگی در بیرون از خانه، چرخه سکوت را تقویت می‌کند که برای حل مسئله باید شکسته شود.»

دکتر حاجی اسماعیلی در ادامه به نقش سرمایه اجتماعی به عنوان یک متغیر کلیدی در تحلیل جامعه‌شناختی خودکشی اشاره کرد و نهادهای واسط مانند خانواده و سازمان‌های مردم نهاد را حلقه‌های میانی مهمی دانست که می‌توانند احساس تعلق و مشارکت را افزایش داده و تجربه دیده شدن را فراهم کنند. وی در عین حال از کمرنگ دیده شدن نقش خانواده در فیلم ابراز تأسف کرد.

وی در جمع‌بندی نهایی خود با تأکید بر اینکه «پیشگیری از خودکشی، پروژه بازسازی پیوندهای انسانی است»، سه گام مهم را برای پیشگیری برشمرد: نخست، شنیدن بدون قضاوت؛ دوم، جدی گرفتن جملات هشداردهنده افرادی که رنج خود را بیان می‌کنند و سوم، شکستن تابوی مراجعه به مشاور و خدمات سلامت روان.

دکتر حاجی اسماعیلی در پایان سخنان خود گفت: «مهمترین پیام این فیلم شاید این باشد که پیش از آن که دیر شود، باید همدیگر را بشنویم، چون خیلی از بحران‌ها در سکوت عمیق می‌شود و در گفتگو حل می‌شود.»

 

 

محمد سلیمی: مستند «آخرین نامه» مرثیه‌ای برای سوگ سیاوش است

محمد سلیمی در ابتدای سخنان خود با اشاره به ضرورت پرداخت به مبحث خودکشی از سوی عوامل فیلم، گفت که می‌توان یک اثر را از پنج محور موضوع و محتوا، روایت و ساختار، شواهد و اعتبار (به دلیل مستند بودن اثر)، جنبه‌های فنی و هنری و تأثیر نهایی بر مخاطب مورد بررسی قرار داد. وی تأکید کرد که به دلیل حضور اساتید حوزه روانشناسی و جامعه‌شناسی، تمرکز خود را بر هندسه فیلم در فضای هنر و رسانه معطوف خواهد کرد.

این کارشناس رسانه، مستند «آخرین نامه» را «مرثیه‌ای در سوگ سیاوش» و «ادای دینی برای التیام این سوگ» توصیف نمود. وی فیلم را یک مستند پرتره خودروایتگر دانست که تلاش دارد دو خط روایتی عقلانیت و احساس را به موازات یکدیگر پیش ببرد. به گفته وی، شخصیت دکتر اردشیر بهرامی به عنوان یک محقق و مددکار اجتماعی، نماد عقلانیت و نگاه علمی و میدانی به پدیده خودکشی است، در حالی که روایت موازی عاطفی داستان دوستش سیاوش در فضای روستاهای لرستان، لطافت و ظرافت لازم را به اثر می‌بخشد.

سلیمی در تبیین این ساختار روایی توضیح داد: «روایت موازی داستان سیاوش که خودکشی کرده، ما را به فضای خاطره و نوستالژی می‌برد. این عذاب وجدان دکتر بهرامی به خاطر پاسخ ندادن به تلفن سیاوش در آخرین لحظات عمرش، باعث می‌شود او از فضای باستان‌شناسی به حوزه مددکاری اجتماعی وارد شود تا از تکرار این فاجعه جلوگیری کند.» وی افزود که تلاش راوی برای داشتن لحنی شاعرانه، به منظور همراه نگه داشتن مخاطب با موضوع تلخ خودکشی صورت گرفته است.

وی در بخش نقد فنی و هنری فیلم، با ابراز حسرت از نمایش نسخه اولیه و اصلاح‌نشده فیلم از نظر نور و رنگ، به تلاش کارگردان برای ایجاد کنتراست بصری بین فضای شهر و روستا اشاره کرد. سلیمی تشریح کرد: «کارگردان می‌خواست بگوید تهران، شهر و مدرنیته ما را به سکوت وا می‌دارد، اما در سکوت روستا و طبیعت بکر پلدختر به یک فریاد می‌رسیم. متأسفانه نسخه اولیه که دیدیم، تصاویر طبیعت را خاکستری نشان می‌داد و اگر سبزی و طراوت آن دیده می‌شد، این دوگانگی معنادار میان سنت و مدرنیته برای مخاطب بهتر نمایان می‌شد.»

کارشناس هنر و رسانه در ادامه به نقدی در حوزه ساختار و روایت پرداخت و از «سکته‌های روایی» در فیلم گفت، مانند صحنه‌ای در قرچک ورامین که به نظر می‌رسید راوی ناگهان با فرد دیگری (کارگردان یا مصاحبه‌کننده) وارد گفتگو می‌شود. وی پس از گفتگو با کارگردان متوجه شد که آن فرد شاگرد دکتر بهرامی بوده است، با این حال این مسئله را موجب ایجاد خلل در روایت ذهنی مخاطب دانست. وی همچنین به بازخورد مخاطبان درباره ریتم کند فیلم اشاره کرد که می‌توانست با ضرب‌آهنگ تندتر، همراهی مخاطب را بیشتر تضمین کند.

محمد سلیمی یکی از مهمترین نکات مغفول‌مانده در فیلم را مفهوم «غریزه بقا» دانست و گفت: «یکی از مباحثی که خیلی حیف شد، بحث غریزه بقا بود که ظرفیت بالایی برای پرداخت داشت، اما صرفاً در حد یک عبارت به آن بسنده شد. این مفهوم می‌توانست اکت‌های بیشتری را در فیلم به خود اختصاص دهد.» وی در این زمینه به مستند معروف «پل» درباره پل گلدن گیت سانفرانسیسکو اشاره کرد که با ثبت لحظات خودکشی و بررسی زاویه نجات‌یافتگان، به این غریزه پرداخته است.

این تهیه کننده در پایان با اشاره به وجود نسخه «پرخطر» فیلم که از سوی عوامل تولید به آن اشاره شده و در دسترس نبوده است، حرکت تولیدکنندگان را در انتخاب یک موضوع علمی برای خلق یک اثر هنری، بسیار مثبت ارزیابی کرد و آرزو نمود این مسیر تداوم یافته و بتواند پیوند مستحکمی بین حوزه علم و هنر ایجاد کرده و به مردمی‌سازی علم کمک کند.

 

 

محمدصادق آقاجانی: ورود عوامل مستند «آخرین نامه» به حوزه خودکشی قابل تقدیر است

وی در ابتدا با اشاره به اهمیت استفاده از هنر برای انتقال مفاهیم، آن را عامل ماندگاری پیام در ذهن مخاطب دانست و گفت: «ما در بحث روانشناسی به نمایش مستند مفاهیم نیاز داریم. مثلاً من می‌آیم فیلم "بند ناف" را بر اساس تئوری روان‌تحلیلگری نمایش می‌دهم، آنجاست که پدر و مادر ایرانی می‌فهمد بند ناف، لذت و ناکامی بهینه یعنی چه.» وی کار بزرگ عوامل این فیلم در ورود به حوزه خودکشی را قابل تقدیر خواند.

دکتر آقاجانی با بیان اینکه در جایگاه منتقد قصد دارد به نقد اثر بپردازد، نخستین نکته را در ابهام در مسئله اصلی و محوریت فیلم دانست. وی تصریح کرد: «مسئله مستند برای من مشخص نیست. همین باعث نوعی تشتت در داستان شده است. فعل منطقی در داستان رخ نمی‌دهد و نخ تسبیحی برای انسجام روایت وجود ندارد.» وی با اشاره به تجربه شخصی خود از مشاهده فیلم گفت: «تقریباً تمام مخاطبین تا میانه فیلم خسته شده بودند. دو نکته اینجاست: یکی فعل منطقی و دوم ایجاد ابهام در ذهن مخاطب که لحظه به لحظه با این مستند همراه باشد.»

این روان‌شناس مهم‌ترین نقد خود به فیلم را «نگاه تقلیل‌انگارانه نسبت به خودکشی، پیشگیری و درمان آن» عنوان کرد. وی با اشاره به جمله دکتر بهرامی در فیلم که می‌گفت اگر با آن پسر ۱۷ ساله صحبت کرده بود مطمئن است خودکشی او را گرفته است، توضیح داد: «تا جایی که ما می‌دانیم، خودکشی یک فرایند است. فردی که خودکشی می‌کند مانند حرکتی است که لیوان به اینجا می‌رسد و یک لحظه غفلت، یک جمله نابجا باعث سقوط می‌شود. فروکاستن آن به صرف گفتگو، نگاه دقیقی نیست.»

وی با اشاره به اینکه خود به خودکشی نگاهی روان‌شناختی و فردی دارد، بر ضرورت توجه به ابعاد روانشناختی در کنار سایر ابعاد تأکید کرد. دکتر آقاجانی سپس به نقش و جایگاه دکتر اردشیر بهرامی در فیلم پرداخت و گفت: «من حدود پنج بار مستند را با نگاه‌های مختلف دیدم. نقش ایشان مشخص نیست. اگر روانشناس است، جریان درمان در دیسیپلین خاص خود اتفاق می‌افتد. درمان دیسیپلینی است که برای رشد مراجع ایجاد می‌شود و درمانگر در هر لحظه نمی‌تواند به دوست قدیمی خود (سیاوش) فکر کند.»

وی با اشاره به نگرانی خود از به خطر افتادن سلامت شخصیت دکتر بهرامی در فیلم، گفت: «ما بارها اشک‌های آقای بهرامی را دیدیم. این یک نگاه انسانی است، اما از نگاه دیگر، سلف (خود) درمانگر فراموش می‌شود. اگر کل صنف هم بریزد، من نمی‌توانم زندگی کنم. در فیلم بیشتر یک سوپرمن دیدیم؛ فردی که همه کارها را انجام می‌دهد. دیسیپلین روانشناسی به ما می‌گوید اولین گام ارتباط درمانی این است که به مراجع بگویی مسئله خودکشی، مسئله توست. من با تو همدلی دارم، اما این مسئله‌ای است که باید به آن توجه کنیم.»

این روان‌شناس با موافقت با نظر یکی از حاضران مبنی بر اینکه فیلم بیشتر به شخص آقای بهرامی پرداخته تا خودکشی، این نکته را تکمیل‌کننده زحمات عوامل دانست. وی در ادامه به کاربرد واژه‌ها در فیلم اشاره کرد و گفت: «واژه‌هایی مانند فقدان و سوگ به کار رفت، اما روانشناسی می‌گوید سوگ بعد از شش ماه تمام می‌شود. در حالی که آقای بهرامی می‌گوید من بهار و زمستان و نصف شب به فکر توأم. این مسئله مهمی است که مخاطب می‌بیند و درگیر می‌شود، اما باید اندازه نگه داشته شود. روانشناسی علم اندازه‌هاست.»

دکتر آقاجانی همچنین به «گم شدن واقعیت‌های روانشناختی» در اثر اشاره کرد و گفت: «در برخی جاها احساس کردم خودکشی به جای تقبیح، تقدیس می‌شود، مثل جایی که سنگ بزرگ بلوطی خطاب به سیاوش می‌گوید "تو این درختی".» وی در ادامه به عدم تناسب پرسش و پاسخ در برخی دیالوگ‌ها و فانتزی شدن فضا به جای مستند بودن اشاره کرد و خواستار تعامل بیشتر بین علم روانشناسی، جامعه‌شناسی و هنر شد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود، نگاه فیلم به مشاوره را نیز تقلیل‌انگارانه خواند و با اشاره به سختی‌های حرفه مشاوره و تجربه شخصی خود از مواجهه با مراجعان، گفت: «جایی که آقای بهرامی مقابل مراجع می‌نشیند، ذهن مخاطب با ذهن و قلب درمانگر درگیر می‌شود و گیج می‌زند. این نگاه من را بسیار متأسف کرد. روانشناسی اینجا خیلی مظلوم واقع شده است.»

وی در پایان با اشاره به یکی از دیالوگ‌های فیلم درباره شوک‌درمانی و منقضی شدن آن، توضیح داد: «شوک‌درمانی حتی در ایران هم استفاده نمی‌شود و درمان‌های دارویی در کنار درمان‌های روانشناختی قرار دارند. دارو تسکین‌دهنده است، اما برای تغییر باید تصاویر ذهنی آدم از خودش تغییر کند.»

کد تحریریه : ۲۰۰

کلیدواژه‌ها: فیلم تحلیل فیلم تحلیل خانواده آخرین نامه

آخرین ویرایش ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵