«درمان معنوی خداسو»؛ رویکردی درمانی برای همه ادیان توحیدی

۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ | ۱۰:۴۲ کد : ۳۷۷۴۱ اخبار
عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: ما اعتقاد داریم تمام ادیانی که مبنای توحیدی دارند از رویکرد معنوی می توانند به طور کامل استفاده کنند مثل اسلام، مسیحیت، یهود و حتی زرتشتیان فارغ از جنبه های انحرافی آن. بنابراین این رویکرد به تمام ادیان ابراهیمی و توحیدی اطلاق دارد.
«درمان معنوی خداسو»؛ رویکردی درمانی برای همه ادیان توحیدی

عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در گفت و گو با خبرنگار ایکنا از قم گفت: ما اعتقاد داریم تمام ادیانی که مبنای توحیدی دارند از رویکرد معنوی می توانند به طور کامل استفاده کنند مثل اسلام، مسیحیت، یهود و حتی زرتشتیان فارغ از جنبه های انحرافی آن. بنابراین این رویکرد به تمام ادیان ابراهیمی و توحیدی اطلاق دارد.
بینش جایگزین القای عذاب وجدان در رویکرد درمان معنوی می شودبه گزارش ایکنا از قم، رویکرد «درمان معنوی خداسو» در دو دهه اخیر فعالیت خود را به طور جدی آغاز کرده است که برای اولین بار در ایران از سوی استاد مسعود جان بزرگی و همکاران وی از جمله حجت الاسلام والمسلمین دکتر مسعود آذربایجانی و حجت الاسلام والمسلمین عباس پسندیده مطرح شده است. ماحصل این تحقیقات، چاپ سلسله کتاب های درمان معنوی خداسو، معرفی و ارائه آن در کشورهای هند، ژاپن، امارات و تربیت درمانگران مسلط بر این رویکرد است.

در ادامه برای بررسی ابعاد بیشتر و تحلیل درمان معنوی خداسو به سراغ حجت الاسلام والمسلمین دکتر مسعود آذربایجانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه رفتیم که مشرح گفت وگو با ایشان از نظر می گذرد:

- در ابتدا بفرمایید رویکرد اصلی درمان معنوی چیست؟

در درمانگری، رویکردهای مختلفی مانند روان تحلیل گری، رفتاری و انسان گرا یا وجودگرا وجود دارد اما یکی از رویکردهایی که در یکی دو دهه اخیر بسیار فعال شده است، رویکرد معنویت گراست که در حوزه درمانی نیز موفقیت های جدی داشتند. برای مثال کسانی مانند اروین یالوم و پارگامنت از مشاهیر و بزرگان روانشناسی هستند که به این رویکرد پرداخته اند و نشان می دهد در روانشناسی این رویکرد کاملا شناخته شده است.

رویکرد اصلی درمان معنوی آن است که ما علاوه بر درمان های متعارفی که از طریق مداخلات شناختی، رفتاری و این گونه کارها انجام می دهیم و بر فرد تاثیر می گذاریم، اگر بتوانیم ارتباط فرد را با خداوند بازسازی و اصلاح کنیم، درمان رقم می خورد. این می تواند به صورت فردی باشد یا خانوادگی. اضطراب و وسواس از مداخلات فردی و اختلافات زناشویی از مداخلات خانوادگی به شمار می رود که در رویکرد درمان معنوی با محوریت خداوند مرتفع می شود.

نگاه تیم ما که بیش از 10 سال از فعالیت حرفه ای مان در این عرصه می گذرد، در درمانگری معنویت گرا، معنویت خداسو است زیرا امروزه هم معنویت های بدون خدا (Spiritual but not religious) یا به اختصار (SBNR ) داریم که مذهبی و خدامحور نیستند که در درمان معنوی آن را نمی پذیریم و موفقیت جدی برای افراد ایجاد نمی کند بلکه رویکرد ما( GOD Oriented ) یا بامحوریت خداست.

مبنای این رویکرد ما فراروی از سه موضوع است: مَنیّت ها، مادی گرایی و موقعیت . ما در این رویکرد توجه به مادیت و مقام و جایگاه و مَنیّت ها را کنار می زنیم به شرط آنکه توجه ما به خداوند باشد. به اعتقاد ما با این رویکرد بسیاری از مشکلات ما اصلاح می شود و در درمانگری نیز پاسخ می دهد؛ حدود 10 سال است که در کلینیک های بالینی اجرا شده و به نتایج موفقیت آمیزی دست پیدا کردیم.

- یعنی شما تلاش می کنید تا دنیای مادی برای فرد کمرنگ و جهان پس از مرگ برای او پررنگ تر شود، درواقع در مراقبت معنوی از بیماران با دعا یا تلقین کردن، دریچه پذیرش فرد را بازگشایی می کنید؟

نه لزوما دعا نیست. ما اعتقاد داریم مبنای اولیه فرد تحول در شناخت اوست، درواقع در وهله اول تغییرات شناختی انجام می شود برای مثال در خانواده درمانگری، ما زمانی که قالب ها و چارچوب های خود را بیان می کنیم و او با این چارچوب ها آشنا می شود، اطمینان پیدا می کند که این سخنانی است که خداوند گفته است لذا اصل بحث ما آن است که از جهت فکری و شناختی فرد تغییر پیدا می کند و سپس در مرحله بعد به رفتار و عواطف می رسد که از جمله کارهایی که در مرحله دوم انجام می شود، دعا نیز هست اما یکی از دستورالعمل های ما استغفار است و زمانی این کار انجام می شود که فرد از لحاظ شناختی به یک بینش رسیده است نه در ابتدا. استغفار گرد و غبارها و موانعی را که بین خدا و انسان است برطرف می کند.

برای رساندن فرد به این بینش تعالیم مختلفی در ادیان ابراهیمی موجود است که از آن ها بهره مند می شویم و مهم ترین نکته آن، بازتعریف انسان در میانه مبدا و معاد است که زندگی را برای او معنا می کند و معنای جدیدی به زندگی او می بخشد. پس می توان گفت معنادار کردن زندگی از طریق بازتعریف انسان در چارچوب میان مبدا و معاد.

 

_ از صحبت شما این گونه برداشت می شود که در رویکرد درمان معنوی چارچوب و بایدها و نبایدهایی برای فرد تعیین می کنید.؟

بله، از همان عبارتی که در قرآن کریم تحت عنوان «صراط مستقیم» آمده است بهره می جوییم، ما اعتقاد داریم این راه مستقیم راهی میان مبدا و معاد است.

 

_ این درحالی است که در مصاحبه چندوقت اخیر که با استاد جان بزرگی داشتیم وی بر این باور بود که درمان معنوی نقض کننده رویکردهای رایج و متداول حاضر در عرصه روانشناسی نیست بلکه ادامه دهنده آن است؛ با توجه به این مطلب برخی از رویکردهای متداول روانشناسی تعیین چارچوب و باید و نباید برای مراجعه کننده را امری اشتباه تلقی می کنند، اما درمان معنوی برای شخص چارچوب و محدودیت دینی تعیین می کند.

درمانگری های دیگر بدان معنا نیست که هیچ چارچوبی ندارند حتی درمان گری های انسان گرا اصول و قواعد خود را دارند چارچوب را به معنای محدودیت نباید تلقی کنیم در سایر درمان ها، همان قواعد و اصولی را که از دیگر درمان ها متمایز می کند، چارچوب آن رویکرد درمانی تلقی می شود.

زمانی که در رویکرد معنوی از چارچوب میان مبدا و معاد سخن می گوییم بدان معناست که مسیر را مشخص می کنیم و مبدا بی نهایت و معاد نیز جاودانه است و هیچکدام آن ها برای انسان محدودیت ایجاد نمی کنند. معنویت خداسو تحت فشار قرار دادن یا جهت تقلیل گرایانه نیست بلکه ما جهت و سوگیری به معنای مثبت به فرد می دهیم.

باید و نباید را خود شخص مراجعه کننده پیدا می کند درواقع روش های ما بیشتر اکتشافی است. یکی از تکنیک ها آن است که پندارهای فرد را پنداره زدایی کنیم دریافت ها و تفسیرهای پیشین را ذائل می کنیم و نگاه جدیدی درباره زندگی، معاد، ارتباط با خود و دیگران را به او ارائه می دهیم.

 

_ شما می گویید جهت دهی مثبت به مراجعه کننده در درمان معنوی اتفاق می افتد. پس تفاوت این رویکرد با درمان مثبت نگر چیست؟

رویکردهای مثبت نگر لزوما به این معنا نیست که از تعالیم وحیانی استفاده کنند و بیشتر هدف آن است که جنبه های مثبت مراجعه کننده را پررنگ کنند و سبب افزایش خودآگاهی در او شوند اما در نگاه معنویت گرا محوریت ما مسائل معنوی است و اعتقاد داریم فرد به میزانی که نگاه معنوی در او زنده می شود به درمان بهتر جواب می دهد.

 

_ آیا در درمان معنوی، عذاب وجدان یا سوپر ایگو(درونی سازی الگوهای بین فردی ابتدایی) فرد را افزایش می دهید تا شخص به تعادل و سپس به تعالی برسد؟

نه لزوما؛ به نظر من باید به جای عذاب وجدان بگوییم بینش. درواقع فرد در روند درمانی به این بینش می رسد که فرضا اقدام او گناه و خطا بوده است و باید اصلاح کند یا اینکه در روند درمانی فرد را با خطاها و تناقضات خودش مواجه می کنیم این تکنیک ها در روش درمان معنوی نیز هست اما نه به معنای دینی و اخلاقی او که ما بخواهیم عذاب وجدان فرد را افزایش دهیم؛ ما این نگاه را نقض می کنیم زیرا درمانگر یاور و کمک کننده مراجعه کننده است تا بتواند در مسیر اصلاح قدم بردارد، نکته جالب آن است زمانی که فرد اصلاح می شود یک احساس معنوی و لذت معنوی دارد و تنها درمان نیست، ارتقا و تعالی نیز است.

 

_ تاکنون مراجعه کننده ای با بیماری جسمی سخت و لاعلاج داشتید که این درمان برای او مثمرثمر باشد؟

تاکنون درمان معنوی در اقسام بیماری های اضطراب، افسردگی و وسواس به خوبی پاسخ داده است و اخیرا پایان نامه دکتری در موضوع بهره مندی از رویکرد معنوی در مورد خودکشی انجام شده است که این روند درمانی برای آن ها پاسخگو بوده است اما برای درمان بیماری های جسمی و سخت مانند سرطان و از این قبیل ورود جدی نداشتیم. البته برای این موضوع، بحث مراقبت معنوی مطرح کرده ایم که من کتابی در این زمینه با عنوان مراقبت معنوی بیماران تهیه و چاپ کرده ام که در آن از رویکرد معنوی برای بیماران مزمن مانند بیماران مبتلا به سرطان استفاده و نتایج آن را مکتوب کرده ایم اما هدف اصلی ما درمان معنویت خداسو با محوریت اختلالات روانی است.

 

_ رویکرد معنوی به دین و مذهب خاصی اطلاق دارد؟

ما اعتقاد داریم تمام ادیانی که مبنای توحیدی دارند از رویکرد معنوی می توانند به طور کامل استفاده کنند مثل اسلام، مسیحیت، یهود و حتی زرتشتیان فارغ از جنبه های انحرافی آن. بنابراین این رویکرد به تمام ادیان ابراهیمی و توحیدی اطلاق دارد.

 

_ آیا رویکرد معنوی برای افرادی که به خداوند اعتقاد ندارند موثر است یعنی درواقع این رویکرد جامعیت دارد یا تنها به قشر مذهبی محدود می شود؟

خیر. افرادی که به خدا و دین هم اعتقاد ندارند می توانند مراجعه کننده باشند، درمانگر رویکرد معنوی با نگاه عقلی با او صحبت می کند زیرا عقل را به دو سطح عقل طبیعی و عقل خداسو تقسیم می کنیم.

عقل طبیعی همان داشته های فطری و طبیعی همه انسان هاست که ما در ابتدای روند درمانی در مرحله عقل طبیعی با مراجعه کننده صحبت می کنیم و از آموزه های دینی و قرآنی بهره نمی بریم، این روند تا آن جایی که فرد به یک رشد و سطح متعارف از عقل طبیعی برسد زمینه ای برای بهره مندی از تعالیم و آموزه های قرآنی فراهم می شود که به آن عقل خداسو می گویند.

در مراحل روند درمان معنویت خداسو، ابتدا تعادل و سپس تعالی ایجاد می شود و تا زمانی که فرد به مرحله تعادل نرسیده باشد، از تعالی نمی تواند استفاده کند. به همین خاطر است که در تعالیم انبیا آمده است، کسانی بودند که بر قلب های آن ها مهر زده شده است یعنی قلب بیمار است و هنوز به تعادل نرسیده است لذا در ابتدا باید عقل به یک تعادل نسبی برسد سپس آمادگی پذیرش تعالیم و آموزه های دینی را پیدا کند. تکنیک جزیره یکی از تکنیک های رشد عقل طبیعی و اغناسازی آن است لذا می تواند برای افرادی که دین دار نیستند تاثیرگذار باشد.

 

 _ مراجعه کننده های خارجی و غیرمسلمان نیز داشتید؟

خیر؛ خودم تاکنون مراجعه کننده غیرایرانی نداشتم اما همکارانم مثل استاد جان بزرگی مراجعه کننده بی دین و مراجعه کننده مسیحی داشتند که با رویکرد درمان معنوی به سطح تعالی رسیده اند.

 

 _ آیا رویکرد معنوی خانواده محور است و بر خانواده مراجعه کننده نیز می تواند تاثیرگذار باشد؟

هستی و لایه اصلی این نظریه درمان فردی بوده است اما در مرحله بعدی به محوریت خانواده نیز نگاه ویژه داشته ایم و کتابی با موضوع خانواده درمانگری معنویت خداسو در دست چاپ است و به زودی منتشر خواهد شد که در این کتاب به طور خاص و ویژه به درمان مسائل و مشکلات خانوادگی با رویکرد معنویت خداسو پرداختیم و 4 دستورالعمل ویژه نظری و عملی طراحی و تدوین کرده ایم و به بخشی از نتایج تجربی نیز اشاره شده است. براساس آسیب شناسی اختلالات خانوادگی و تقسیم بندی 4گانه آن، متناسب با هرکدام یک پروتکل درمانی ارائه شده است که 8 مرحله اجرایی دارد.

 

_ آیا تاکنون با دستگاه های ذی ربط دولتی همکاری داشتید درواقع این رویکرد مورد حمایت آنان واقع شده است یا برای تدوین اساسنامه ای با محوریت درمان معنوی پیش قدم شده اند؟

ارگان های رسمی تاکنون هیچ کدام حمایت جدی از رویکرد درمان معنوی نداشتند و تا به امروز علاوه بر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و آستان قدس رضوی که همکاری های گسترده ای با ما داشته و دارند و حمایت های لازم را نیز انجام داده اند، درواقع اولین محل ارائه پروتکل های درمانی ما، آستان قدس رضوی بود لذا آن ها از حامیان جدی ما هستند؛ دانشگاه آزاد اسلامی نیز حمایت هایی داشتند.

من اعتقاد دارم با توجه به اینکه نظریه درمان معنوی، یک اقدام ملی با رویکرد دینی است باید مورد حمایت جدی تر قرار بگیرد تا بتوانیم در جامعه آماری وسیع تر این کار را آزمون و تجربه کنیم تا بتوان با ارتقای آن پروتکل ها را نهایی و به جامعه علمی عرضه کنیم.

طی چندوقت اخیر، مسائل آموزش سلامت معنوی به پزشکان و پرسنل علوم پزشکی قم با همکاری ما و بنیاد بین المللی صحیفه سجادیه انجام شده است اما این اقدام اگرچه نزدیک به پژوهش ها و تحقیقات ماست اما با حوزه گسترده مداخلات و درون گری معنوی متفاوت و یک اقدام مجزاست.

 

_ نکته پایانی؟

درمانگری معنوی خداسو کاملا براساس آموزه های قرآنی است، خداوند در قرآن می فرماید:«.. أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ با یاد خدا دلها آرامش می گیرد . سوره رعد/آیه 28» و یا در بخشی دیگر می فرماید:« خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً؛ برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در کنار او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود. سوره روم/آیه 21» این آرامش فردی و خانوادگی که ما را به سلامت در زندگی می رساند، نیازمند تبیین است که چگونه با یاد خدا به آرامش برسیم و این آرامش از کجا نشئت می گیرد؟ درمان معنویت خداسو این موضوعات را تبیین می کند.

 

گفت وگو از محدثه نعیمی فرد

کلید واژه ها: معنوی درمان معنوی رویکرد معنوی رویکرد درمان معنوی مراقبت معنوی معنوی خداسو معنوی بیماران درمان رویکرد درمان اصلی درمان


نظر شما :