یادداشت

تنگه هرمز، جنگ و دیپلماسی

۲۹ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۱:۲۶ کد : ۳۸۹۸۴ یادداشت
تعداد بازدید:۹۸۱
تنگه هرمز،  جنگ و دیپلماسی

یادداشتی از دکتر محمد شجاعیان دانشیار علوم سیاسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

 

تنگه هرمز،  جنگ و دیپلماسی


1. ایالات متحده آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم، سه راهبرد ثابت در سیاست خارجی خود داشته است و تغییر دولت ها در این راهبردهای ثابت تاثیری نداشته است. این راهبرد ها شامل موارد ذیل است:
الف) حفظ برتری و سلطه ایالات متحده در جهان در همه اشکال آن: برتری نظامی اقتصادی و فرهنگی و علمی.
ب) حفظ و تامین امنیت انتقال انرژی از خلیج فارس به غرب به ویژه ایالات متحده. 
ج) حفظ موجودیت و تامین امنیت اسرائیل.
این راهبرد ها به هم مرتبطند و اختلال در هر یک از آنها موجب اختلال در راهبردهای  دیگر نیز می شوند. همانگونه که تقویت هر یک،  موجب تقویت  دیگر  راهبردها خواهد شد.

2.انقلاب اسلامی هر سه این راهبرد ها را با چالش جدی مواجه کرد. به همین دلیل است که ایالات متحده از ابتدا با انقلاب اسلامی مقابله کرده است و به شکل های مختلف تلاش کرده آن را و مهم ترین مولود آن یعنی جمهوری اسلامی را ساقط کند. جنگ تحمیلی اخیر آمریکا علیه ایران اسلامی بالاترین نوع مواجهه این کشور برای حفظ راهبرد های خویش است.

3. اما پیروزی ما در این جنگ ، راهبرد های سه گانه ایالات متحده را پس از 80 سال مخدوش و ایران اسلامی را از یک قدرت منطقه ای به یک قدرت جهانی تبدیل خواهد کرد. قدرت های جهانی آن دسته از بازیگرانی در عرصه بین المللی هستند که محدوده اثرگذاری آنها فراتر از مرزهای داخلی و منطقه ای است و می‌تواند اهداف خود را در گستره جهانی تعقیب و تحقق بخشند.

4. حکمرانی ایران بر تنگه هرمز با توجه به اثرگذاری جهانی آن و بی اثر کردن سیاست خارجی ایالات متحده در پیگیری راهبرد های سه گانه اش در عرصه بین المللی ، نماد پیروزی در جنگ اخیر است. اما آنچه موجب تسلط ما بر تنگه هرمز شده است، دیپلماسی و مذاکره با قدرت های منطقه ای و جهانی، استناد به حقوق بین الملل و رژیم های مشابه در آبراه های دیگر، نبوده است. بلکه قدرت نظامی ما یا به اصطلاح امروز برتری ما در میدان با پشتیبانی و وحدت مردم، تحت رهبری ولی فقیه، موجب تسلط بر تنگه هرمز شده است.  به همین دلیل، حفظ و استمرار  حکمرانی بر تنگه هرمز از طریق قدرت نظامی و برتری در میدان جنگ حاصل خواهد شد. دیپلماسی و مذاکره صرفا میتواند جنبه های اجرائی و چگونگی اعمال حکمرانی را مشخص می‌کند. اما اصل آن با قدرت نظامی حفظ خواهد شد. بنابراین جایگاه دیپلماسی را باید به درستی شناخت و در حد و اندازه خودش،از این ابزار انتظار داشت. انتظاری که اگر موافق مسیر میدان و قدرت نظامی نباشد و در نبود آن صورت گیرد، ابتر خواهد بود.

کلیدواژه‌ها: محمد شجاعیان یادداشت جنگ رمضان

آخرین ویرایش ۲۹ فروردین ۱۴۰۵