یادداشت

راهبرد قرآن برای خروج از دوگانه جنگ یا مذاکره

۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۳:۴۰ کد : ۳۸۹۹۰ یادداشت
تعداد بازدید:۸۶۷
راهبرد قرآن برای خروج از دوگانه جنگ یا مذاکره

یادداشتی از دکتر مجیدکافی، دانشیار جامعه شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه


در فضای گفتمان راهبردی پیرامون رابطه ایران و آمریکا، دو پرسش دغدغه برانگیز و عمیقاً دلسوزانه از سوی شهروندان و تحلیلگران مطرح می‌شود که هر یک ریشه در خوانشی متفاوت از تاریخ، قدرت و امنیت دارد. این دو پرسش اگرچه در ظاهر در دو قطب «مذاکره» و «ادامه جنگ/مقاومت» جای می‌گیرند، اما در سطحی بنیادین، هر دو ناظر بر «آینده ایران» و «پیروزی» در معنای واقعی آن هستند.
دغدغۀ نخست، معطوف به زیست‌پذیری و توسعۀ ملی است. از این منظر، جنگ نه صرفاً یک رویداد نظامی، بلکه عاملی ویرانگر در زیرساختهای اقتصادی، سرمایه اجتماعی و ثبات کلان محیطی کشور قلمداد می‌شود. شاخصهایی نظیر بیکاری مزمن، تورم ساختاری، فرسودگی شبکۀ حمل ونقل و انرژی، و هزینه‌های فرصت ازدسترفتۀ پیشرفت علمی، نشانه‌هایی از «کم‌توانی مزمن» در اثر تقابلهای طولانی است. در این تحلیل، مذاکره نه یک امتیاز، بلکه یک ضرورت ابزاری برای توقف روند از بین رفتن ظرفیتهای ملی تلقی می‌شود. پیروزی در این چشم‌انداز، یعنی «نجات کشور از سقوط اقتصادی».
در سوی دیگر، دغدغۀ دوم بر تاریخ مکرر بی‌اعتمادی متمرکز است. این دیدگاه با استناد به تجارب تاریخی (از جمله خروج آمریکا از برجام در ۲۰۱۸، ترور سردار سلیمانی، تحریمهای حداکثری پس از توافق، و الگوی مداخله در سایر کشورها) استدلال می‌کند که مذاکره بدون تضمینهای راستی آزمایی شده، نه تنها تهدید را برطرف نمی‌کند، بلکه فاصلۀ زمانی و اطلاعاتی را برای طراحی یک حملۀ غافل‌گیرانه‌ یا تحمیل شروط تضعیف‌کننده فراهم می‌آورد. در این نگاه، «ادامۀ بازدارندگی» و «حفظ قدرت چانه‌زنی» در بستر ادامۀ مقاومت/جنگ تنها مسیر اجتناب از تکرار تجاوز خارجی تفسیر می‌شود. پیروزی در اینجا یعنی «بقای امنیتی بدون وابستگی».
پرسش کلیدی آن است که آیا می‌توان «راه میانی» یافت که هم از هزینه‌های فاجعه‌بار یک جنگ تمام‌عیار بکاهد و هم از آسیبپذیری در برابر فریب راهبردی جلوگیری کند؟ پاسخ «بله» اما با شروط سختگیرانه است. یک راه میانی پیروزمندانه نه بر پایۀ «توقف جنگ»، بلکه بر پایۀ «مدیریت هوشمندانۀ آن» شکل می‌گیرد. این مسیر می‌تواند در قالب الگویی با عنوان «بازدارندگی تعاملی» متجلی شود که مؤلفه‌های زیر را شامل می‌گردد:
۱. شفافیت اجباری همراه با مذاکرۀ موازی بدون تعلیق کامل بازدارندگی (به‌ویژه در حوزه‌های دفاع موشکی و پهپادی) و با ایجاد سازوکارهای عینی و قابل راستی‌آزمایی که خروج فوری آمریکا از توافق را برای آن گران‌قیمت کند.
۲. معماری صلح تدریجی یعنی گامهای کوتاه اقتصادی با هدف کاهش تورم و اشتغال، اما مشروط به انجام تعهدات قابل اندازه‌گیری از سوی طرف مقابل، نه وعده‌های کلی.
۳. تولید فضای امنیت منطقه‌ای مبتنی بر گفتگوهای غیرمستقیم و واسازی تهدید از طریق دیپلماسی پنهان و کانالهای سوم (مانند عمان یا قطر) به گونه‌ای که هر دو طرف بتوانند «پیروزی» را تثبیت موقعیت امنیتی خود بدون تحقیر طرف مقابل تعریف کنند.
در چنین سناریویی، «پیروزی» دیگر معنای صفر و صدی (جنگ تحقیرآمیز در یک سو و مذاکرۀ ذلت‌بار در سوی دیگر) ندارد؛ بلکه به معنای تولید قدرتی بادوام است که در آن نرخ بهره‌مندی از صلح و مقاومت بهینه شود. رسیدن به این راه میانی نیازمند «واقع‌بینی شجاعانه» و «اعتماد به تدبیر ملی» فراتر از قطبهای دوگانۀ جنگ یا تسلیم است. مهم آن است که راهکار نهایی، حافظ «عزت ملی» و «رفاه میهنی» توأمان باشد؛ نه یکی به قیمت از دست دادن دیگری. بدین ترتیب، هم دغدغۀ فروپاشی اقتصادی مرتفع می‌گردد و هم بیم حملۀ مجدد از میان برداشته می‌شود، و ایران می‌تواند پیروزمندانه از این منازعه عبور کند.
قرآن کریم برای مدیریت هوشمندانه منازعات، راه میانه‌ای را ترسیم می‌کند که نه تسلیم است و نه جنگ تمام عیار. آیه «لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمونَ» (بقره:۲۷۹) تأکید دارد که نه آغازگر جنگ باشیم و نه در برابر تجاوز آسیب‌پذیر بمانیم. این همان بازدارندگی متوازن است که هم از تخریب زیرساختها جلوگیری می‌کند و هم حمله دشمن را ناممکن می‌سازد.
آیه «وَ أَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ» (انفال:۶۰) صراحت دارد که هدف از قدرت‌افزایی، ترساندن دشمن و پیشگیری از جنگ است، نه خود جنگ. این منطق، هزینه‌های بیکاری و تورم ناشی از درگیری را کاهش می-دهد. آیه «وَ إِن جَنَحوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَها» (انفال:۶۱) نیز به ما اجازه مذاکره می‌دهد، اما مشروط به حفظ عزت؛ چنانکه قاعده «نفی سبیل» (نساء:۱۴۱) هرگز اجازه نمی‌دهد توافقی به سلطه خارجی بر ایران بینجامد.
در نهایت آیه «قاتِلوا الَّذینَ یُقاتِلونَکُم وَ لا تَعتَدوا» (بقره:۱۹۰) هم حق دفاع در برابر تجاوز را اثبات می‌کند و هم از زیاده‌روی در جنگ پرهیز می‌دهد. بدین ترتیب، قرآن راه پیروزی را نه در جنگ بی‌امان و نه در صلح ذلت‌آور، بلکه در «بازدارندگی کریمانه» و «مذاکره از موضع قدرت» معرفی می‌نماید.

 

آخرین ویرایش ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵