الهیات جهاد در قرآن؛ ویژگی های دو طرف منازعه در جنگ آیینی کفر و ایمان

۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۰۸:۴۷ کد : ۳۸۹۹۳ یادداشت
تعداد بازدید:۸۱۰
الهیات جهاد در قرآن؛ ویژگی های دو طرف منازعه در جنگ آیینی کفر و ایمان


یادداشتی از محمدباقر سعیدی‌روشن استاد گروه قرآن پژوهی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه


در نگاه قرآن ویژگی‌ها و خصلت‌هایی به هر یک از دو طرف جنگ حق و باطل و ایمان و کفرنسبت می یابد که جنگ کفر طاغوتی با اسلام توحیدی را از دیگر جنگ‌ها متمایز می‌نماید و درس‌آموز است. 

1. تمایز در هدف غایی.
هدف غایی  از جنگ در جبهه حق و ایمان  به خدای سبحان، جهاد فی سبیل الله است. «الَّذِینَ آمَنُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» (سوره نساء، ۷۶) 
اما هدف غایی جبهه باطل و کفر، «طاغوت و شیطان» است. «وَالَّذِینَ کَفَرُوا یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطَّاغُوتِ»( سوره نساء، 76)

2. تمایز در دلیل و علت 
دلیل جنگ برای مومنان موحّد، دفع شر، فساد و ظلم است، نه خوی قدرت طلبی و کین ورزی و انتقام. جنگ در بینش اسلامی وسیله و به اقتضای ضرورت برای یک هدف والاست، نه یک هدف مستقل.
«وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَکِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِینَ» (سوره بقره، ۲۵۱) 
و اگر خداوند برخى از مردم را به وسیله برخى دیگر دفع نمیکرد قطعا زمین تباه مى‏ گردید ولى خداوند نسبت به جهانیان تفضل دارد.
اما دلیل جنگ برای جبهه شیطان، طغیان گری، فزون خواهی، شرارت و فساد، ضراوت و سبعیت و خون ریزی است.
«إِنْ یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْدَاءً وَیَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَأَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ» (سوره ممتحنه 1و۲)؛ اگر بر شما دست‏ یابند دشمن شما باشند و بر شما به بدى دست و زبان بگشایند و آرزو دارند که کافر شوید.
در روزگار ما شاهدیم که امریکای استعمارگر برای سلطه بر دیگر ملت ها جنگ های خانمانسوز افغانستان، عراق، لیبی و سودان و..با بیش از 30 میلیون کشته و میلیون ها مصدوم و آواره برجا گذاشت.   

3. تمایز در مبنا و متکا 
 در جنگ مومنان و کافران سپاه ایمانی بر«الله» تبارک و تعالی تکیه دارد. موحّد راستین به حسب جهان بینی توحیدی خدای یگانه را قدرت مطلق هستی و شکست ناپذیرمی داند. او با استفاده از هر ابزار ممکن نصرت را تنها از ذات قدسی اله می داند.
«وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ» (سوره آل عمران، ۱۲۶) 
وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِغَیْظِهِمْ لَمْ یَنَالُوا خَیْرًا وَکَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِینَ الْقِتَالَ وَکَانَ اللَّهُ قَوِیًّا عَزِیزًا (سوره احزاب، 25)؛ و خداوند آنان را که کفر ورزیده‏ اند بى‏آنکه به مالى رسیده باشند به غیظ برگرداند و خدا جنگ را از مؤمنان برداشت و خدا همواره نیرومند شکست‏ ناپذیر است. 
اما از سوی دیگر، سپاه کفر مفتون شیطان، و مغرور به عِدّه و عُدّه، و قدرت و شوکت مادی است.
در سوره مبارک قلم ملاحظه شد، راز تکذیب گری و مقابله با پیامبر اکرم (ص) تکیه بر ثروت و فرزندان، توصیف شد. «أَنْ کَانَ ذَا مَالٍ وَبَنِینَ» سوره قلم، ۱۴) 
 قرآن همچنین راز خود برتر بینی یهودیان مشرک مدینه در همسویی با کافران قریش در جنگ مستکبرانه علیه پیامبر اکرم (ص) و مسلمانان، غره شدن بر دژهای مستحکم و قدرت نظامی آنان می داند. اما وقتی اراده خدا بر هزیمت آنان تعلق گرفت، قهر الهی از هر سوی بی گمان بر ایشان فرو بارید و چنان رعب و هراسی در جانشان افتاد که خود در تخریب خانه هایشان با مومنان شریک شدند!
 «هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مِنْ دِیَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَأَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَار»ِ (سوره حشر،۲) 

4. تمایز در ارزشها و رفتارها 
مومنان پرهیزگار در جهاد با خصم شرور، همواره پایبند ارزش های الهی و اخلاق انسانی هستند. این آموزه قرآن به مسلمانان است که در میدان مقاتله نیز بر نفس خویش چیره باشند و مبتلا به تجاوز و مرتکب ظلم بر بی گناهی نشوند.  
«وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» (سوره بقره، ۱۹۰)؛  و در راه خدا با کسانى که با شما مى ‏جنگند بجنگید ولى از اندازه درنگذرید زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد.
اما انسان های شیطان خوی و متکبر، اوصاف و کردارشان عاری از ارزشهای انسانی و متصف به رذیلت ها و پلیدی هاست. از این رو پیمان ایشان نیز قابل اعتماد نیست. کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ..  «کَیْفَ وَإِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لَا یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً یُرْضُونَکُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى قُلُوبُهُمْ وَأَکْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ» (سوره توبه، ۸)؛ چگونه براى آنان عهدى است؟ در حالی که اگر بر شما دست‏ یابند، نه خویشاوندى را پاس دارند و نه پیمان را. با زبان شما را راضى مى کنند، اما دلهایشان امتناع مى ‏ورزد و بیشترشان منحرف اند. در ادامه می فرماید آنان همان تجاوزکاران اند؛ «َأُولَئِکَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ (سوره توبه، 10) 

5. تمایز در وسایل، ابزارها و روش ها  
جبهه حق افزون بر حکم عقل و شرع، و دستور «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (سوره انفال،60)  علاوه بر استفاده از قوای فکری و مادی، سرمایه هایی بی همال و مغلوب ناپذیر چون ایمان و توکل به خدا و تقوا و مقاومت و دعا را با خود دارد. از این رو قرآن به مومنان می فرماید:
 «وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ» (سوره آل عمران، ۱۲۰﴾ و اگر پایداری کنید و پرهیزگارى نمایید نیرنگشان هیچ زیانى به شما نمى ‏رساند، به یقین خدا به آنچه مى کنند احاطه دارد
این درحالی است که جنود کفر و شیطان بر وسایل و ابزار فیزیکی و تجربی و نیروی های اهریمنی دست دارد. فلذا قرآن ضمن دستور به قتل اولیای شیطان، اعلام می دارد که نقشه شیطان ضعیف است.  « فَقَاتِلُوا أَوْلِیَاءَ الشَّیْطَانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا» (سوره نساء، ۷۶) 

6. تمایز در پیامدها و برونداد 
معیت، امداد و نصرت الهی. سپاه حق مورد عنایت خاص، همراهی و امداد و نصرت خدای متعال است. «لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِینَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ»  (سوره صافات،۱۷۱ – 173)  وَقَاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّةً کَمَا یُقَاتِلُونَکُمْ کَافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» (سوره توبه،۳۶) 
امهال، استیصال وهزیمت. اما جنود شیطان البته به حسب سنت الهی دارای فرصت است و می تواند از همه قوای فکری و مادی و حتی اهریمنی، نظیر قوای نامرئی بهره گیرد، اما این فرصت که در مقابله با حق و ایجاد فساد و شر است، فرجامی ابتر دارد و به خواری دنیا و عذاب کافران عنود منجر می شود. «وَلَوْ قَاتَلَکُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوَلَّوُا الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا یَجِدُونَ وَلِیًّا وَلَا نَصِیرًا سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِیلًا» (سوره، فتح،22و 23)؛ و اگر کافران به جنگ با شما برخیزند قطعا پشت‏ خواهند کرد و دیگر یار و یاورى نخواهند یافت. سنت الهى از پیش همین بوده و در سنت الهى هرگز تغییرى نخواهى یافت. 

7. تمایز در نتیجه و فرجام 
صعود و تعالی. کسانی که برپایه ایمان توحیدی در راه خدا با ستم پیشگان و اشرار دنیا جهاد می کنند، پیوسته در مسیر رضای الهی و تقرّب به کانون هستی حرکت می کنند. قرآن در یکی از درس های توحیدی خود به مسلمانان مجاهد، ضمن اذعان به پیامدها، آسیب ها و تلخی های جنگ، یکی از رازها و حکمت های نهفته در این آزمون دشوار را فراز آمدن برخی ازموحّدان و تمحیص و گلچین شهادت می شمرد.    
 «إِنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَتِلْکَ الْأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَیَتَّخِذَ مِنْکُمْ شُهَدَاءَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ وَلِیُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُواَ» (سوره آل عمران،140- ۱۴۱)؛ اگر به شما آسیبى رسیده آن قوم را نیز آسیبى نظیر آن رسید و ما این روزهاى شکست و پیروزى را میان مردم به نوبت مى‏ گردانیم تا آنان پند گیرند و خداوند کسانى را که ایمان آورده‏ اند معلوم بدارد و از میان شما گواهانى بگیرد و خداوند ستمکاران را دوست نمى دارد. و تا خدا کسانى را که ایمان آورده‏ اند خالص گرداند.
لَکِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَئِکَ لَهُمُ الْخَیْرَاتُ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (سوره توبه،۸۸)؛ ولى پیامبر و کسانى که با او ایمان آورده‏ اند با مال و جانشان به جهاد برخاسته‏ اند و اینانند که همه خوبیها براى آنان است اینان همان رستگارانند.
سقوط و انحطاط. اما از سوی دیگر، کسانی که بر پایه منیت های نفسانی و هوس های آلوده شیطانی به ستیز با حق جویان و مظلومان می پردازند، طرح ها و اعمال آنها پیوسته در مسیر تباهی و سقوط ارزیابی می شود و فرجامشان شکست واقعی است.
إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَشَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدَى لَنْ یَضُرُّوا اللَّهَ شَیْئًا وَسَیُحْبِطُ أَعْمَالَهُمْ» (سوره محمد،۳۲)؛  کسانى که کافر شدند و [مردم را] از راه خدا باز داشتند و پس از آنکه راه هدایت برآنان آشکار شد، با پیامبر در افتادند هرگز به خدا گزندى نرسانند و به زودى خدا کرده ‏هایشان را تباه خواهد کرد .
نتیجه: ویژگی ها و کنش های کافران لجوج و طغیانگران شرور و مومنان خداباور، این دو گروه را در دو قطب متقابل قرار می دهد. فلذا دستور قرآن این است که اگر راهکار تعامل و پیمان صلح و همزیستی با آنان نتیجه نداد و پیمان شکتند و در آیین شما طعن زدند، با سران کفر بجنگید تا [در اثر قدرت شما از پیمان‏شکنى بازایستند. «وَإِنْ نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ» (سوره، توبه ۱۲) 

 

آخرین ویرایش ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵